خرید بک لینک

درباره سایت

♂نيلوفــــر♂

سلام.من نيلوفرم.18 سالمه.تو يکى از شهراى شمالى زندگى ميکنم.طبيعت قشنگى داره.اين وبو ساختم چون دلم ميخواد يه عالمه دوست مجازى پيدا کنم.لطفا با نظراى خوبتون حمايتم کنين.باى

امکانات وب

یه داستان غمناک


و داشتان از اینجا شروع میشه که اقا پرتغالی یه روز از سر کارش مرخصی میگیره تا زود تر بیاد خونه تا خانم پرتغالی رو ببره بیرون تا خانم پرتغالی رو کلی و یه عالمه خوشحال و خر کیف کنه.ولی تا میرسه خونه لباسای خانم پرتغالی رو روی زمین میبینه


بعدش میره دنبال خانم پرتغالی که ببینه کجاست اخه که....................


اون واقعا تعجب میکنه

بعدش عصبانی میشه و دادو بیداد راه میندازه

داد میزنه شونقول عوضی تو تو خونه ی من چه گهی میخوری کثافت و بعدش که اقا موزی میره کلی با خانم پرتغالی دعوا میکنه و اخرشم خونه رو ترک میکنه

اخه اقا پرتغالی خانم پرتغالی رو خیلی دوست داشته و اصلا انتظار نداشته خانم پرتغالی بهش خیانت کنه

این خیانت براش نابخشودنی بوده


بعدش که خونه رو ترک میکنه میره پیش رفیقای نابات

اخه اون شکست خورده بوده

تو انتخابش

تو عشقش

تو زندگیش

اون دیگه نمیتونسته به هیچ خانمی اعتماد کنه

بعدش اقا پرتغالی با یه قلب شکسته که هیچ جوری درست نمیشه رفت و تنها شد

تنهای تنها


و این بود داشتان ما

قصه ی ما به سر رسید کلاغه به خونش نرسید

نظر نذارین نصفتون میکنم

با این انگشتای نازم کلی داستان نویسی کردم براتون

هرکی نظر نذاره ایشالا یه سگ سیاه گنده بیوفته دنبالش از ترس بمیره

هی پشتشو نگاه کنه ببینه همینطوری سگ سیاه تند تند داره میاد دنبالش

و پارس های وحشتناک هم میکنه

حالا دیگه خود دانید

اگه نظر نذارین سر و کارتون با سگ سیاهست دیگه

برچسب: نویسنده: niloo تاريخ: دوشنبه 20 خرداد 1392 ساعت: 14:49

صفحه بندی